Faramarz Aslani Yade Gozashte Lyrics

آدم که یاد گذشته هاش میافته
چشمانش از گریه اشکآلود میشه
تصویری از روزهای رفته میبینه
که در اون هر چهره ای نابود میشه
هر پرستویی که به سویی میپره
خبر پایون فصلی رو میبره
هر گل تازه ای که چشم باز میکنه
به خودم میگم که این نیز میگذره
میگذره . میگذره...
میگذره . میگذره...
کوچه های خاکی تهرون . قدیما
پر ز آواز نشاط بچه ها بود
شهر فرنگی توی اون دنیای کوچک
قصه هاش شیرینترین قصه ها بود
هر پرستویی که به سویی میپرید
خبر آغاز فصلارو میشنید
هر گل تازه ای که چشم باز مینمود
شاهد روزای خوب کودکی بود
کودکی بود . کودکی بود...
کودکی بود . کودکی بود...

See also:

121
121.7
Morning Musume Dance! Morning Curry ~ ??!???????? Lyrics
Vorax Tu Ritmo Apesta Lyrics